پرش به محتوا

پی‌نویس قسمت پنجم «ابرقدرت ریاکار» در بیبلیوکست

پی‌نویس‌های قسمت پنجم «ابرقدرت ریاکار» نوشته‌ی میشائیل لودرس که در پادکست بیبلیوکست منتشر شده است و می‌توانید آن را از اینجا بشنوید:

1- هر جا که رسانه‌ها مطیع قوانین بازار آزاد هستند، بر اساس این تحقیقات همان شرایط یا شرایطی مشابه آنچه که در ایالات متحده دیده می‌شوند به وجود می‌آیند. یعنی در اروپای غربی و از جمله آلمان، حتی در کره‌ی جنوبی و ژاپن، و همینطور در استرالیا و نیوزیلند و در آمریکای لاتین.

قس. به عنوان مثال خوان-پدرو کارانیانا و دیگران: مدل پروپاگاندا در امروز: فیلتر کردن ادراکات و آگاهی، لندن ۲۰۱۸

Joan-Pedro Carañana et al.: The Propaganda Model Today: Filtering Perception And Awareness, London 2018

2- در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰ تعداد ایستگاه‌های رادیویی گفتگومحور محافظه‌کار در آمریکا افزایش چشمگیری یافت. این رادیوها به لطف اینترنت دیگر به فرکانس‌های محدود امواج VHF، بسامد بسیار بالا – یا موج‌های از لحاظ فنی ناکافی متوسط – وابسته نیستند.

درباره‌ی پس‌زمینه‌های سیاسی و فرهنگی پدیده‌ی Talk Radios در ایالات متحده قس. کلاوس برینکبویمر، استفان لمبی: در جنون. فاجعه‌ی آمریکایی، مونیخ ۲۰۲۰، ص. ۸۴

Klaus Brinkbäumer, Stephan Lamby: Im Wahn. Die amerikanische Katastrophe, München 2020, S. 84 ff

3- نتیجه یک قطبی سازی ساختگی است، با این پیامد که افراد و مهمتر از آن کل گروه‌های اجتماعی، قومی و غیره هر کدام به اتاق پژواک رسانه‌ای خود عقب می‌نشینند – در حالی که همزمان درآمدهای حاصل از تبلیغات تصاعدی افزایش می‌یابند.

بسیار خوب شرح داده شده توسط خبرنگار آمریکایی مت تایبی: شرکت نفرت. چرا رسانه‌های امروز ما را مجبور می‌کنند از یکدیگر متنفر باشیم، نیویورک، لندن، ۲۰۱۹

Matt Taibbi: Hate Inc. Why Today’s Media Makes Us Despise One Another, New York, London, 2019

4- نمود بارزی از این تحول شادی لز مونوِز، مدیر عامل شبکه‌ی تلویزیونی CBS بود که در سال ۲۰۱۶ وقتی دونالد ترامپ اعلام کرد که قصد دارد نامزد انتخابات ریاست جمهوری شود با هیجان گفت: «سیرک» کارزار انتخاباتی و سیل پول برای تبلیغات انتخاباتی «شاید برای آمریکا خوب نباشد، ولی برای CBS که خیلی خوب است، تا این حد معلوم است… پول‌ها دارند سرازیر می‌شوند و این خیلی خوش می‌گذرد.» مناظره‌های تلویزیونی پایانی رکوردهای تعداد بیننده را جا به جا کردند. مونوِز ادامه می‌دهد «در حالی که حتی واقعا درباره‌ی محتوای برنامه‌شان هم حرف نمی‌زنند. فقط روی سر هم بمب می‌ریزند و این اثرش را در تبلیغات می‌گذارد… فقط می‌توانم بگویم، هرقدر هم که این موضوع بد باشد: ادامه بده، دونالد. همینطور ادامه بده، فقط ادامه بده.»

نقل قول از The Intercept، تاریخ ۲۹ فوریه ۲۰۱۶: مدیر CBS «برای ما از نظر اقتصادی حضور دونالد در این انتخابات چیز خوبی است»

5- بیش از نیمی از مصرف اینترنت جهانی سهم هفت کنسرن بزرگ آنلاین است و تقریبا ۷۲ درصد مدت اقامت در نت روی ۱۰۰ آدرس اینترنتی پراستفاده.

درباره‌ی کنسرن‌های سیلیکون ولی قس. مارتین آندره، تیمو تامسن: اطلس دنیای دیجیتال، فرانکفورت آم ماین، ۲۰۲۰

Martin Andree, Timo Thomsen: Atlas der digitalen Welt, Frankfurt am Main 2020

6- چنان که چامسکی می‌گوید: «بحث و گفتگو را نمی‌توان سرکوب کرد… تا زمانی که بحث‌های جنجالی در چهارچوب همان پیش‌شرط‌هایی بمانند که اجماع نخبگان تعریف کرده است، می‌توان حتی به شکل مصنوعی به آن‌ها پر و بال هم داد، چرا که این‌ها مرزهای آنچه را می‌توان اندیشید، مرزهایی را که عبور از آن‌ها ممنوع است، تثبیت می‌کنند و همزمان باور به حاکمیت آزادی را تقویت می‌کنند.»

نوام چامسکی: کنترل رسانه – چگونه رسانه‌ها ما را فریب می‌دهند، فرانکفورت آم ماین، ۲۰۱۸، ص. ۱۰۳

Noam Chomsky: Media Control – Wie die Medien uns manipulieren, Frankfurt am Main 2018, S. 103

7- هرمن و چامسکی ابزار و روش‌هایی را بررسی می‌کنند که «دستگاه ثروت و قدرت به کار می‌گیرند تا آن اخباری را گزینش کنند که ارزش انتشار دارند» – یک سیلی در صورت شعار نیویورک تایمز: All the news that‘s fit to print. همه‌ی اخباری که مناسب چاپ است. و هر چه بیشتر «صدای مخالفت را به حاشیه برانند. با این هدف که به حکومت و منافع خصوصی تعیین کننده اجازه دهند پیغامشان را به گوش توده‌ی مردم برسانند.»

ادوارد اس. هرمن، نوام چامسکی: تولید رضایت. اقتصاد سیاسی رسانه‌های جمعی، نیویورک ۱۹۸۸، ص. ۲

Edward S. Herman, Noam Chomsky: Manufacturing Consent. The Political Economy of the Mass Media, New York 1988, S. 2

8- آنگونه که نیویورک تایمز عنوان کرده: «آن‌ها با کمک شبکه‌ای از حامیان مالی و گروه‌های حافظ منافع محافظه‌کار بیش از ۱.۵ میلیارد دلار یا خود هزینه کرده و یا جمع‌آوری کرده‌اند. هدف آن‌ها هدایت سیاست آمریکا در جهتی جدید است: در راستای یک ایدئولوژی بنا شده بر بازار آزاد تحت تأثیر مکتب اتریش.»

نیویورک تایمز، ۱۷ نوامبر ۲۰۱۷: کوک‌ها به تبدیل شدن به غول‌های رسانه‌ای نزدیک می‌شوند

9- در رده‌بندی بزرگترین کنسرن‌های رسانه‌ای در سال ۲۰۱۸ کنسرن برتلزمان با ۱۷.۶۷ میلیارد یورو درآمد بی رقیب در صدر است. برتلزمان یک شرکت با محوریت بازار سرمایه ولی در بازار بورس فهرست نشده و بزرگترین کنسرن رسانه‌ای نه فقط آلمان، بلکه کل اروپاست. ۷۷.۴ درصد سهام آن متعلق به بنیاد برتلزمان و ۲۲.۶ درصد باقیمانده متعلق به خانواده‌ی مون است. گروه انتشاراتی گرونر و یار (منتشر کننده‌ی مجله‌های اشترن، از ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۴ فایننشال تایمز دویچلند و کاپیتال و دارای سهام اقلیت با حق وتوی ۲۵.۲۵ درصد در انتشارات اشپیگل) به این هولدینگ تعلق دارد. همچنین ۷۵.۱ درصد سهام گروه تلویزیونی آر تی ال RTL که شبکه‌های فوکس VOX و ان-تی‌وی n-tv را نیز شامل می‌شود و علاوه بر این ۵۳ درصد پنگویین رندوم هاوس، بزرگترین گروه انتشارات کتاب دنیا.

قس. https://lobbypedia.de/wiki/Bertelsmann_SE

10- گروه‌های رسانه‌ای اکسل اشپرینگر (جایگاه چهارم)، هوبرت بوردا (جایگاه پنجم)، باوئر (جایگاه ششم) و گئورگ فون هولتسبرینک (جایگاه دهم) خط و ربط خانوادگی و مالکیتشان را در نامشان نیز نشان می‌دهند، اگرچه صاحبانشان مجبور باشند قدرتشان را تا حدی با هیأت‌های مدیره و سهامداران تقسیم کنند.

قس. https://de.statista.com/statistik/daten/studie/194686/umfrage/die-10-groessten-medienkonzerne-in-deutschland/

11- در آگوست ۲۰۱۹ این بنیاد در تحقیقی به این نتیجه رسید که در آلمان تعداد بیمارستان‌ها بیشتر از حد نیاز است. پیشنهاد بنیاد این بود که تعداد آن‌ها از «تقریبا ۱۴۰۰ بیمارستان در حال حاضر به خیلی کمتر از ۶۰۰ بیمارستان» کاهش داده شود. در یک به روز رسانی که در سال ۲۰۲۰ با توجه به پاندمی کورونا انجام شد هم بنیاد بر سر این موضع خود ماند.

قس. https://www.bertelsmann-stiftung.de/de/themen/aktuelle-meldungen/2019/juli/eine-bessere-versorgung-ist-nur-mit-halb-so-vielen-kliniken-moeglich

12- این بنیاد رسما «عام المنفعه» به حساب می‌آید – موقعیتی که به معنای معافیت‌های مالیاتی چشمگیری برای کنسرن رسانه‌ای چندین میلیاردی است. انتقادات بسیاری در این باره وجود دارد، ولی ارتباطات آن در عالم سیاست چنان سفت و سخت هستند که دست کسی به تغییرش نمی‌رود.

قس. https://lobbypedia.de/wiki/Bertelsmann_stiftung

13- به دلیل هزینه‌های بالا ولی همچنین به خاطر جهان‌بینی مشترک، رسانه‌ها وارد یک «رابطه‌ی همزیستی» با آن دسته از حاملان اطلاعات می‌شوند که قدرت را در اختیار دارند. هرمن و چامسکی اینجا در درجه‌ی اول کنفرانس‌های خبری کاخ سفید، پنتاگون و وزارت امور خارجه را نام می‌برند. «این دستگاه‌های بوروکراسی به مقدار زیاد منابعی تولید می‌کنند که نیاز سازمان‌های خبری به اطلاعات قابل اتکا و مرتبا در دسترس را پاسخ می‌گویند.»

هرمن، چامسکی، همان. ص. ۱۹

14- به خصوص در جریان جنگ عراق فشار دستگاه نظامی به خبررسانی مستقل افزایش چشمگیری یافته بود. فرماندهان رده بالایی به کرلی فهمانده بودند که «اسوشییتد پرس و او را نابود خواهند کرد اگر او و خبرگزاری‌اش به پافشاری بر اصول خبرنگاری ادامه دهند.»

قس. heise online، تاریخ ۸ فوریه ۲۰۰۱۹: ایالات متحده‌ی آمریکا: رئیس اسوشیتد پرس از فشار نظامیان بر خبررسان‌های مستقل گلایه می‌کند

15- وزیر امور خارجه‌ی لوگزامبورگ، ژان اسلبورن اصرار داشت که این الحاق باید با الحاق کریمه در یک دسته‌بندی قرار گیرد. پیشنهاد او با مخالفت همکار آلمانی‌اش، هایکو ماس، شکست خورد. روزنامه‌ی لوگزامبورگی تاگه‌بلات از قول ماس چنین نقل کرد که او دلیلی نمی‌بیند که بخواهند با چنین قیاسی به تقابل با اسرائیل برآیند.

قس. Tageblatt، تاریخ ۱۵ می ۲۰۲۰: به ابتکار اسلبورن/بیانیه‌ی مشترک: ۲۵ دولت اروپایی علیه برنامه‌های الحاق اسرائیل موضعگیری می‌کنند

16- در همان دوران وزیر امور خارجه‌ی ایالات متحده، مایک پومپئو، به دیوان کیفری بین المللی در لاهه برای آغاز کردن تحقیقات علیه اسرائیل درباره‌ی جنایات جنگی احتمالی در مناطق اشغالی هشدار داد. به گفته‌ی او چنین کاری برای دیوان کیفری بین المللی، که نه آمریکا و نه اسرائیل در آن عضو نیستند، «بدون شک عواقبی» در پی می‌داشت.

قس. Al-Monitor، تاریخ ۱۸ می ۲۰۲۰: بین الملل: پومپئو به دیوان بین المللی کیفری هشدار می‌دهد، از دولت جدید نتانیاهو استقبال می‌کند

17- پس از شکست در جنگ ویتنام، رسانه‌های آمریکایی این نقطه نظر واشنگتن را پذیرفتند که با شکل خبررسانی‌شان نقشی مهم در شکست ایالات متحده ایفا کرده بودند.

قس. تایبی، همان. ص. ۱۳

18- جنبش صلح در ایالات متحده در جریان جنگ ویتنام که در سال ۱۹۶۸ دیگر به جنبشی عظیم تبدیل شده بود، با همراه کردن اکثریت مردم نخبگان صاحب قدرت را همانقدر که ترسانده بود، تحریک هم می‌کرد. چامسکی این بحران را در زمینه‌ی تصویری بزرگتر قرار می‌دهد. در دهه‌ی ۱۹۳۰ جنبش‌های کارگری در آمریکا سربرداشته و به شکل خونینی سرکوب شده بودند.

چامسکی، همان. ص. ۳۷

برچسب‌ها: